اسكندر بيگ تركمان

978

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بزرگ و قديميان اين دولت ابد قرين و مرد شجاع دلير مردانهء با رأى و هوش بود و مدتها است كه بايالت و دارائى دارالامان كرمان سرافرازى دارد تفويض يافت و انتظام امور آن ملك را بقبضه درايت او داده كل طوايف اكراد كه ملازم ركاب اقدس بودند بمعاونت او مأمور گشته در قندهار ماندند و احمد سلطان مچكى حاكم ترشيز به جهت تعمير و شكست و بست قلعه تعيين يافت و بعد از فراغ از مهمات آن ولايت در روز چهارشنبه بيست و چهارم شهر شعبان عنان فيروزى عيان بصوب مراجعت انعطاف داده از ظاهر قندهار كوچ كرده در جوار مزار قدوهء ارباب حال بابا حسن ابدال نزول اجلال فرمودند . درين منزل مراسلات يالنكتوش بهادر اوزبك كه در سرزمين‌هاى حدود بلخ اقامت داشت مبنى بر اعتذار اعمال سابق و شكر الطاف و اعطافى كه حسب الالتماس عبد الرحيم خواجه نسبت باعيان اوزبكيه بظهور آورده پاينده ميرزاى چوره آقاسى ندر محمد خان والى بلخ را شادمان و خشنود گردانيده بودند بمقربان بساط اقدس سيما اسفنديار بيك اوچى باشى عربكرلو متواتر گشته مكرر عرض عبوديت و بندگى كرده استدعاى عفو جرايم و زلات نموده مناشير عاطفت و استمال حسب المرام عز صدور يافت چون موكب آسمان فرماى سلطان چهارم يعنى خورشيد جهانسوز عرصهء سرطان را طى كرده عازم برج اسد بود و در حرارت هوا و اشتداد گرما ماهى زمين بر تابهء فلك بريان و سرطان از گرمى آب جوشان العطش گويان سينه بر ريگ روان داشت لراقمه بود ز آنگونه هوا گرم [ 689 ] كه در آب روان * سينه بر ريگ نهادى ز حرارت سرطان مراجعت اردوى اعظم از راه گرمسير و فراه كه هنگام شدت گرما و قلت مياه بود ميسر نبود عزيمت راه غور كه ييلاق است تصميم يافته در روز دوازدهم شهر رمضان المبارك از جوار آن مزار كوچ واقع شده از راه مذكور روانه شدند عرصهء ولايت غور اگر چه بر طبق كلام انورى كه گفته : بيت عرصهء مملكت غورچه نامحدود است * كه در آن عرصه چنان لشكر نامعدود است دلالت بر كمال وسعت و فسحت مينمايد اما در ارتفاع جبال و ضيق طرق و استحكام امكنه مشهور آفاق است و تمامى شوارع : شعر سنگلاخى است پر نشيب و فراز * طاير و هم كم كند پرواز تنگى گذار اكثر محال بمثابه ايست كه عبور يك سوار از آنجا بسيار دشوار است ازين رهگذر ملكان غور باستظهار محكمى جا و زمين‌هاى قلب چندين سال در آن سرزمين لواى حكومت و بلند - نامى افراخته از حوادث دوران پناه به آن محكمه ميبرده‌اند و سواى ملكان مذكور و اتباع ايشان كه نشو و نما يافتهء آن سرزمين بودند در باستانى نامه‌ها به نظر نرسيده كه هيچيك از پادشاهان عرصه روزگار